آمد كنار علقمه
سلام برحسين (ع) و اولاد حسين و اصحاب حسين عليه السلام
آقا جان چند روز ديگر محرم هست ما را همراه خود پذيرا باش
بوي بهشت ميآيد نسيمي درحال وزيدن است و صداي زنگ كاروان با خود دارد كارواني كه درآن از شش ماهه علي اصغر (ع) حبيب ابن مظاهرها داشت كه جانها را نثار كردند تا اسلام زنده بماند.
خوشا حسين (ع) و ياد حسين (ع) خوشا محرم و عطرگل هاي كرببلا
عيدسعيد ولايت وامامت برعاشقان مبارك باد
روز و شب گويم به آوز جلي
اكفياني يا محمد (ص) يا علي (ع)
غدير؛ آخرين رسالت پيامبر(ص)
پيامبر به انحاء مختلف به همه اعلان كرده بود كه علي(ع) ياور خاص ايشان است و انتخاب علي بهعنوان جانشين در كودكي عملي خرافه نبوده است, زيرا عمل علي(ع) مبتني بر تعقل و تدبر بوده وهيچگونه رفتاري مبتني بر احساسات و بدون شناخت نبوده است. آن كودكي كه در يومالانذار در مقابلپهلوانان و ثروتمندان قريش به ياري پيامبر برخاست و آنان پيامبر و علي را به تمسخر گفته بودند, اكنونجواني برومند بود كه پهلوانان قريش را كه در كفر و بتپرستي, عناد و لجاج داشتند از دم تيغ گذراندهبود و اكنون به عنوان داماد پيامبر, برادر پيامبر مهمترينفرمانده در سختترين جنگها و جانشينپيامبر در مدينه, در نبود پيامبر, جانشين او بود و مهمترين رسول پيامبر در بسياري از امور بود. خورشيدعمر پيامبر نيز رو به افول نهاده بود كه «مَا مُحمدٌ الَّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُسُل(80)» او پيامبري بودكه قبل از او نيز پيامبران فراواني آمده و از دنيا رفته بودند, او آخرين سفر حج را به جاي آورد, آخرينآيهها بر او نازل شد, نداي امين وحي «يَا اَيها الرَسول بَلِّغ مَا اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبك(81)» پيامبر را در بيابانحجاز در محدوده غير خم متوقف كرد. پيامبر آخرين رسالت خود را بايد انجام ميداد, اين رسالتچيزي نبود مگر آخرين معرفي علي(ع) به مردم و تعهد گرفتن از مردم بر وفاداري به علي, در غديرخم, كه بركه آبي بود براي استفاده كاروانيان; پيامبر همه حاجيان را جمع كرد, جمعي نيز از غديرگذشته بودند كه آنها را نيز فراخواندند.
يعقوبي مينويسد:
در هيجدهم ذيالحجه به جايي نزديك حجفه كه آن را «غدير خم» ميگفتند رسيد و به خطبهخواندن ايستاد ودست عليبن ابيطالب را گرفت و گفت: آيا من از خود مؤمنان به ايشان سزاوار نيستم؟گفتند: چرا اي پيامبر خدا,گفت: پس هر كه من سرور اويم علي نيز سرور او است, خدايا دوستي كن با هر كه او را دوست بدارد و دشمني كن با هر كه با او دشمني ورزد. سپس گفت: اي مردم اينك من پيشرو شمايم و شما سر حوض كوثر نزد من آييد و البته هنگامي كه بر من درآييد درباره دو بار سنگين از شما پرسش خواهم نمود, پس بنگريد كه چگونه پس از من با آن دو رفتار ميكنيد. گفتند: اي پيامبر خدا آندو بار سنگين چيست؟ گفت: ثقل اكبر قرآن است, وسيلهاي كه يك سوي آن به دست خدا و آن سويش به دست شما است, پس بدان چنگ زنيد و گمراه نشويد و دگرگونش نسازيد, ديگر عترت من و خاندانمن است.»(8)
«غدير» از امور غير قابل انكار و مسلّمات تاريخ اسلام است. جلد اول الغدير اختصاص به نصوصو مدارك آنيافته است.
علي(ع) نيز در ايام خلافت خود در موارد مختلفي به مسأله غدير استناد كرده است, يكي از آنموارد در روز «رحبه» است كه ايشان مردم را گرد آورده فرمود:
شما را به خدا سوگند ميدهم, هر مسلماني از پيامبر شنيده كه در روز غدير چه فرمود به پا خيزد وآنچه را شنيده, شهادت دهد و به جز كسي كه در آن روز پيامبر را ميديده به پا نخيزد.
سي و دو نفر از صحابه كه 12 نفر آنها از اهل «بدر» بودند به پا خاستند و به آنچه در مورد نص غدير شنيده وشاهد بودند, شهادت دادند.(83)
سيد شرف الدين از امام احمد در جزء اول مسند نقل ميكند كه از آن جماعت 3 نفر در غدير حضور داشتند كه به نداي علي (ع) پاسخ ندادند و از جاي برنخاستند, امام آنان را نفرين كرد و به نفرين گرفتار شدند.(84).
نگراني پيامبر نسبت به آينده و وفاي به عهد خويش درباره علي(ع) تا آخرين لحظه عمر خويشادامه داشت. اُمسَلَمه، همسر پيامبر ميگويد:
در آخرين بيماري كه منجر به وفات پيامبر شد - در حاليكه منزل پر از اصحاب ايشان بود- از پيامبرشنيدم كهميفرمود: اي مردم, ممكن است به همين زودي من از دنيا بروم, پس به من گوش دهيد كهگفتهاي را بيان كنم تا- در محضر خداوند- براي شما عذري داشته باشم. آگاه باشيد, من كتاب خداوند عزّ و جلّ و عترتم كه اهل بيت من ميباشند را در ميان شما گذاشتم. پس از اين، پيامبر دست علي(ع) راگرفت و بالا بود و فرمود: اين علي با قرآن است و قرآن با علي است, اين دو خليفهاي هستند بينا, ازيكديگر جدا نميشوند تا اينكه در - كنار – حوض كوثر بر من وارد شوند. از آنها خواهم پرسيد رفتار شما باآنها چگونه بود.(85).
همانگونه كه پيامبر تا آخر عمر به ياد علي بود و او را بزرگ ميشمارد, علي نيز متقابلا چنين بود, اوبه هنگام بهخاك سپردن پيامبر بر مزار رسول خدا (ص) فرمود:
«شكيبايي نيكو است جز در از دست دادن تو، و بي تابي ناپسند است مگر بر مردنت تو. مصيبت تو سترگ است و مصيبتهاي پيش و پس خُردند»(86)
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by alghame.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM